وقتی میدونه عاشقِ بستنی ــَم و به هیحان انگیز ترین صورت ممکن برام بستنی محبوبم رو میگیره و سریع میشینیم تو ماشین و بخاری رو روشن میکنه .. دو روز دیگه امتحان دارم و بیشتر از خودم و هرکس نگران درس و تحصیلمه .. آخ که دلم میخواد از خوشخالی مثل بستنی امشب توی دستای سردم و جلوی گرمای بخاری آب بشم و سرریز بشم توی دلت وقتی میبینم اینقدر حواست به همه چی هست .. :)
نه ماه گذشته .. روزها سریع میگذرن .. رویای شیرین من ..
هوا سرده .. دلم برای نوشتن خیلی تنگ شده ..
برچسب:
نویسنده: نوید ایمانی