+ 19 - تاریخ: 1397/9/22 ساعت: 9:15
من بی ادبم؟ عرضه ندارم؟ عقل ندارم؟ بچه َم؟ بی چشم و رو اَم؟ همه رو خسته کردم؟ نمیدونم .. شاید واقعن همه ی اینا هستم .. شاید همه اینا تلنگری بود که بفهمم چقدر دختر مزخرفی هستم و به هیچ دردی نمیخورم !
+ 8 - تاریخ: 1396/10/18 ساعت: 12:57
وقتی میدونه عاشقِ بستنی ــَم و به هیحان انگیز ترین صورت ممکن برام بستنی محبوبم رو میگیره و سریع میشینیم تو ماشین و بخاری رو روشن میکنه .. دو روز دیگه امتحان دارم و بیشتر از خودم و هرکس نگران درس و تحصیلمه .. آخ که دلم میخواد از خوشخالی مثل بستنی امشب توی دستای سردم و جلوی گرمای بخاری آب بشم و سرریز ...
+ 9 - تاریخ: 1396/10/18 ساعت: 12:57
پارسال این موقع که نداشتمش مرور چند باره ی عکس هاش و امسال که دارمش لحظه به لحظه فکر کردن بهش چاشنی شیرینِ این روزای امتحانیه :) چند روزه پیش یازدهمین ماهگردمون بود .. چیزی نمونده که عمر این خوشبختی عظیمی که کنج قلبم نشسته به سال برسه .. دی ماه مهربون .. بهمن شیرین .. تا ابد برای من عاشقونه ترین ماه...